پيشگويی خداوند در سوره حمد در بيان حقانيت شيعه يكی از معجزات الهی قرآن است
جلسه آموزشی قرآن و هنر از طريق هنرهای اسلامی با حضور دانشآموزان روستای چاهشك در محل مدرسه راهنمايی شهيد فتحی برگزار شد. «حميد رابعی»، مدرس هنر آموزش و پرورش طی برگزاری اين جلسات كه هر هفته در مدارس منطقه طرقبه برگزار میشود برخی مفاهيم قرآنی و احاديث اسلامی را از طريق هنر خوشنويسی و طراحی به دانشآموزان دوره راهنمايی ارائه میكند.
هنوز هم پس از 14 قرن ، ملت 72 فرقه برگرد سنگهای خانه کعبه میچرخند در حالی که رقیه این بار هم نگاه میکند ، او نگاه میکند همانطور که به سر بریده پدر مینگریست اما دردانه شهید کربلا اینباربه انسانهای بی سر نگاه میکند ، هنوز هم پس از 72 قربانی وانمود میکنیم منتظر چهاردهمین معصوم هستیم و علمدار کربلا هم به من و تو مینگرد تا شاید پرچمی را بلند کنیم
هاشمی موسس حزب کارگزارن در کنار مهدوی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
در تصویر زیر جناب آقای آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام !!!! و موسس حزب کارگزارن را در کنار مهدوی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درحالتی کاملا کوبیسم !! و سورئال مشاهده میکنید توضیح اینکه این تصویر کاملا بدون توضیح و شرح و داستان وقصه و خیال و توهم و ...... میباشد
حمید رابعی
سه شنبه 1388/08/12
در شب ولادت امام هشتم درحسینیه شخصی واعظ طبسی مراسم جشن برگزار نمیشود
در حالی که به مناسبت ایام میلاد باسعادت حضرت ثامن الحجج علیه السلام در تاریخ ۸/۸/۸۸ سرتاسر ایران غرق در نور و شادی است و همه جا مراسم چشن برپاست ، در حسینیه امام رضا علیه السلام که حسینیه شخصی واعظ طبسی تولیت استان قدس رضوی است نه تنها مراسم جشنی برگزار نمیشود بلکه تمام چراغهای آن نیز خاموش است . این درحالی است که این حسینیه به نام امام رضا علیه السلام بنا شده است و در شبهای غیر مناسبتی که مجالس خصوصی جناب واعظ طبسی در آن برقرار است ، میهمانان دعوتی فقط اجازه ورود به آن را دارند !! و صدای بلندگوهای این حسینیه تمام محل را تسخیر میکند و در آن شبها همسایه ها هیچ آرامشی ندارند!!!
شهرتم رابعی ، آخرین ماه از فصل بهار وارد معرکه بازی شدم .... یازده روزش گذشته بود و مادرم میگوید هنگام اذان ظهر بود آن موقع .... انگار جمعه هم بوده .... در این دنیا افتخار همجواری حضرت رضا نصیبم شده است .... شغلم را و سلامتیم را و تمام وجودم را از حضرتش دارم ... معلم هستم ، خوشنویسی و نقاشی یاد میگیرم و یاد میدهم ...گاهی هم قرآن و علوم و ریاضی ! ...گوشهایم با صدای خرمشهر آزاد شد ، هنوز هم آشناست ... فعلا مجردم ... همه را دوست دارم مگر دلیلی برای دوست نداشتن پیدا کنم ... دنبال دلیل هم نمیگردم الا اینکه دلیل به دنبالم بیاید ... پس همه را مثل خودم دوست دارم ... نماز قضا ندارم .... کبوتران حرم دلم را میبرند .... صدای قرآن مرا به فکر می اندازد ...گاه گاهی اذان هم میگویم ... کمی احساس تنهایی میکنم .... ایکاش زودتر برسد ... آن کس ... آن وقت .... آن لحظه .... آن زمان ... فردا ۸/۸/۸۸ ولادت امام و پدر و برادرم است ... امروز فقط منتظر فردا هستم ... ایکاش فردا ساعتها از کار بیفتد ... ایکاش فردا تمام نشود ... ایکاش ... راستی نامم حمید است ... گاهی دلم برای خودم تنگ می شود ...
حمید رابعی
پنجشنبه 1388/08/07
طلب ظهور در روز هشتم
او را شمس الشموس میخوانیم ، لقبی که بیانگر درخشندگی نور وجود او در آسمان ولایت است ، خورشید خورشیدها ...نوری که خورشید نیز در برابر عظمتش سر تعظیم فرود می آورد و تلالوء وجودش را نذر کبوتران حرمش میکند ، تا در روز هشتم نیز لیاقت نورافشانی بر سر زائرین حرمش را داشته باشد و رشته های نورش را به پنجره فولاد گره میزند تا حضور در محضر حجت هشمین را نیز در روز هشتم از خداوند متعال گدایی کند